خدمات مکان مبنا (LBS) – بخش هشتم (سنسورهای مکانی)

سنسورهای مکانی در LBS

محدوده وسیعی از سنسورهای مکانی هستند که می توانند با ابزارهای محاسباتی ترکیب شوند تا به صورت اتوماتیک اطلاعاتی درباره Context کاربر در LBS بدست آورند که این سنسورها شامل سنسورهای مکانی، حرکتی، ‌دما، ‌نور و صدا هستند.

یک طبقه بندی از تکنیک های تعیین موقعیت، طبقه بندی به دو دسته Active و Passive می باشد. تکنیک های تعیین موقعیت Active موقعیت را بر مبنای سیگنالهایی از فرستنده ها یا Beacon ها تعیین می کنند.

موقعیت می تواند با استفاده از مجاورت (Proximity) یا بوسیله مثلث بندی (Triangulation) سیگنالهای Beacon تعیین شود. برای مثال:‌

  • مجاورت: مجاورت به سیگنالهای Beacon بوسیله تمامی شبکه های تلفن همراه برای تعیین موقعیت تلفن های همراه استفاده می شود. یک شبکه تلفن همراه از آرایه ای از فرستنده های Wireless در موقعیت های معلوم برای تقویت و رساندن تماس های تلفنی استفاده می کند. در سطح بسیار مقدماتی، هر فرستنده یک محدوده جغرافیایی کوچک را که در آن سیگنالهایشقویتر از دیگر فرستنده هاست تحت پوشش قرار می دهد که یک Cell نامیده می شود. قدرت سیگنال با افزایش فاصله از فرستنده کاهش می یابد. بنابر این در ساده ترین حالت، هندسه یک Cell یک پلیگون Theissen را تشکیل می دهد که هر Cell موقعیت های نزدیک به فرستنده را در بردارد. یک تلفن همراه با تعیین فرستنده با قویترین سیگنال می تواند مشخص کند که در کدام Cell قرار گرفته است. اندازه Cell ها در عرض شبکه تلفن همراه تغییر می کند و به زمین و فرکانس ارسال و میانگین حجم تماس ها وابسته می باشد.
  • مثلث بندی:‌ دو نوع مثلث بندی وجود دارد: ضلعی (Lateration) و زاویه ای (Angulation).
    Lateration فرآیند محاسبه موقعیت یک شی بر مبنای فاصله آن از دیگر موقعیت های معلوم می باشد. Angulation فرآیند محاسبه موقعیت یک شی بر مبنای زاویه آن از دیگر موقعیت های معلوم است. سیستمهای تعیین موقعیت جهانی (GPS) بر مبنای Lateration می باشند. روش زاویه ای نیز در برخی از شبکه های تلفن همراه برای تعیین موقعیت استفاده می شود. برخی تکنیک های تعیین موقعیت Activeاز قبیل GPS از یک سنسور متحرک برای دریافت سیگنالها ازBeacon هایی خارجی در موقعیت های معلوم استفاده می کنند. دیگر تکنیک ها از سنسورهای خارجی در موقعیت های معلوم برای دریافت سیگنالها از یک Beacon متحرک استفاده می کنند.

تکنیک های تعیین موقعیت Passive بر سیگنال های ارسال شده از Beacon های تعیین کننده موقعیت متکی نیستند. این سنجنده ها موقعیت را به صورت غیر مستقیم و با ارتباط دادن اطلاعات سنسور مبنا با سایر اطلاعات مکانی درباره محیط، تعیین می کنند. محیط جغرافیایی بسیار ناهمگن است بنابراین اغلب انواع اندازه گیریهای سنجنده می توانند به صورت بالقوه در برخی فرم های تعیین موقعیت Passive بکار گرفته شوند.

دو کلاس مهم تعیین موقعیت Passive به صورت زیر می باشند:‌

  1. ردیابی حرکت (Motion Tracking) : سنجنده های جهت و سرعت، اغلب در ربوتیک برای ردیابی سرعت یک روبوت در زمان به کار می روند. این اطلاعات می توانند برای محاسبه موقعیت روبوت در یک نقطه خاص از زمان متناسب با نقطه شروع آن بکارروند. تکنیک های ردیابی حرکت برخی اوقات تحت عنوان ” “Dead Rekoning نامیده می شوند.
  2. تحلیل صحنه (Scene Analysis) : یک دوربین دیجیتال یک آرایه از سنجنده هاست که می تواند برای تعیین موقعیت اشیاء یا افراد در یک تصویر دیجیتال و یا برای تعیین اینکه موقعیت دوربین برای گرفتن عکس کجا باشد، بکار رود.

 

دقت و صحت سنجنده

دو ویژگی مهم هر تکنیک تعیین موقعیت، ‌دقت و صحت آن است. صحت سنجنده (Accuracy) نزدیکی داده یک سنجیده به مقدار درست و صحیح است. دقت سنجنده (Precision) سطح جزئیات داده تولید شده توسط یک سنجنده است. برای مثال، ‌تکنیک های تعیین موقعیت Proximity Active اغلب صحیح هستند اما دقت آنها به تراکم Beacon ها بستگی دارد. در یک شبکه تلفن همراه پایه که ممکن است Beacon ها چندین کیلومتر از هم فاصله داشته باشند، ‌دقت پایین است اما امکان تعیین اینکه یک تلفن دقیقاً‌ در کجای یک Cell قرا رگرفته وجود ندارد. تکنیک های ردیابی حرکت تمایل به دقیق بودن دارند اما اگر برای دوره های گسترده ای استفاده شوند صحیح نیستند، زیرا خطاهای اندازه گیری تقریباً کوچک می توانند در طی زمان تجمع یابند که این فرآیند تحت عنوان انتشار خطا نامیده می شود .

GPS می تواند به سطح بالایی از دقت و صحت برسد. بهبود صحت و دقت، ‌علاوه بر سایر مزایا می تواند با استفاده از ترکیب تکنیک های تعیین موقعیت مختلف بدست آید. برای مثال اغلب سیستم های ناوبری در ماشین از ترکیبی از GPS و ردیابی حرکت برای تعیین دقیق و صحیح موقعیت استفاده می کنند. در زمان ثبات GPS،‌ موقعیت ماشین می تواند با دقت و صحت بالایی بدست آید. وقتی که شرایط محلی مانند تونل ها یا مجاورت یا ساختمان های بلند سیگنال های GPS را برای مدت کوتاهی مسدود کند، ‌ردیابی سرعت و جهت ماشین می تواند Gap های ایجاد شده توسط سنجنده GPS را پرکند.

به طور مشابه، Assisted GPS ، ‌تعیین موقعیت بر مبنای مجاورت را با GPS ترکیب می کند. این ترکیب دقت بیشتری نسبت به تعیین موقعیت بر مبنای مجاورت نتیجه می دهد و سرعت های بالاتری نسبت به تعیین موقعیت بر مبنای GPS دارد.

Assisted GPS، پروسه دریافت سیگنال های ماهواره را آسان تر می سازد و همچنین با استفاده از اطلاعات موقعیت بر مبنای مجاورت تولید شده بوسیله شبکه تلفن همراه، می تواند موقعیت ماهواره های GPS و پارامترهای سیگنال آن را پیشگویی کرده و زمان ثبات GPS(TTFF) را به چند ثانیه کاهش دهد. برای کاربردهای فوریتی که GPS سنتی بسیار کند است و تعیین موقعیت برمبنای مجاورت بسیار غیر دقیق می باشد، Assisted GPS پیشنهاد مناسبی می باشد.

زنجیره ارزشی تعیین موقعیت

یک چارچوب سطح بالا برای خدمات تعیین موقعیت وجود دارد که چهار جزء ‌حیاتی دارد.

14 thumb خدمات مکان مبنا (LBS)   بخش هشتم (سنسورهاي مكاني)

شکل 8 زنجیره ارزشی تعیین موقعیت

هر جزء عملکردی به صورت زیر دارد:‌

  • جزء روشهای تعیین موقعیت: ‌این جزء به ابزارهایی اشاره می کند که می توانند یک وسیلهWireless را تعیین موقعیت کنند. وظیفه آنها تعیین موقعیت و تبدیل آن به اطلاعات موقعیتی معنی دار می باشد. این جزء‌از تکنولوژیهای خدمات تعیین موقعیت مختلف استفاده می کند.
  • جزء‌ خدمات و محصولات محتوایی: این جزء ‌به اطلاعات مرجع مورد نیاز برای حمایت از یک سرویس حساس به موقعیت اشاره می کند که شامل Mapping، اطلاعات آدرسی، ‌مدلهای مسیر، ‌اطلاعات آنی و علایق می باشد.

میزان قابل توجهی از اطلاعات مکانی باید ‌جمع آوری و به شکل مورد نظر درآمده و کنترل کیفیت شود. این فرآیند یک تلاش ثابت و دوره ای است که هدف آن بهبود جامعیت، ‌همسانی و تطابق، سازگاری و صحت است. از آنجا که محتوا (Content) بخش مهمی از یک روش موقعیتی است،‌ اغلب زنجیره اولویت را به ترجیح دادن تصمیمات بر مبنای تکنولوژی سوق می دهد.

  • جزء Middleware Platform موقعیت مبنا: ‌این جزء ‌اغلب تحت عنوان “Geotoolbox” توصیف می شود. این جزء به همراه سیستمهای صدور صورتحساب و موقعیت xy، API غنی فراهم می کنند که توسعه دهندگان کاربرد را قادر به ایجاد حساسیت موقعیتی سریع و راحت در خدمات می نمایند. این جزء ‌پرکارترین بخش روش کلی است که در آن، این جزء‌ گستره متنوعی از فعالیت های پیچیده را در بسیاری از کاربردها به عهده دارد که شامل:‌

1- Geocoding : توانایی قبول اطلاعات آدرس جزئی و برگرداندن اطلاعات موقعیتی با لحاظ کردن ریزه کاریهای قواعد آدرس محلی و خطای انسانی معمول.

2- Reverse Geocoding: توانایی پذیرش اطلاعات موقعیتی (مثلاً ‌از شبکه) و برگرداندن یک توصیف شهودی از آن موقعیت در غالب نمایش علائم زمینی مربوط و نزدیک

3- بهبود موقعیت : توانایی پذیرش اطلاعات موقعیتی (‌مثلاً ‌از شبکه) و برگرداندن یک توصیف شهودی از آن موقعیت بهمراه یک لیست پالایش شده اضافی از نقاط موقعیتی بطوری که کاربر بتواند موقعیت خود را به صورت دقیق انتخاب کند.

4- جستجوهای‌مکانی : یک Engine مکانی قادر به حمایت از query هایی برای نقاط مورد علاقه بر مبنای مجاورت مکانی، ‌نوع، نام و … با لحاظ کردن شبکه و مسیر محلی می باشد.

5- هدایت مسیر : توانایی ایجاد هدایت، ناوبری مرحله به مرحله و پیاده سازی مسیر با لحاظ کردن روش انتقال، خیابان های یک طرفه، ترتیبات چراغ های راهنمایی و سایر عوامل راهنمایی بازدارنده.

6- تفسیر و ارائه نقشه : توانایی پردازش سریع نمایش ها و برگرداندن اطلاعات مکانی به شکل یک تصویر نقشه بهینه برای یک موقعیت مشخص،‌ مقیاس، اطلاعات همپوشی و تعداد رنگ ها و فرمت.

Что такое Seo-продвижение? e optimization) подразумевает проведение комплекса определенных мероприятий для достижения высоких позиций в выдаче создание сайта – компания “topodin”. разработка и продвижение сайта в поисковых системах. комплексная поддержка сайта и реклама в интернете: Раскрутка сайта Около 80% поискового трафика приходится на первую страницу результатов выдачи, то есть ТОП-10

ترتیبی که سایت تخصصی جی.آی.اس برای مطالعه سری خدمات مکان مبنا پیشنهاد می کند:

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *